
چرا بعد از جدایی هنوز دلتنگ میشویم؟
گاهی بعد از پایان یک رابطه، از خودمان میپرسیم:
«اگر میدانم این رابطه برای من مناسب نبود، چرا هنوز دلتنگش میشوم؟»
دلتنگی بعد از جدایی لزوماً به این معنا نیست که باید به رابطه برگردیم. پایان یک رابطه فقط یک تصمیم ذهنی نیست؛ مغز و بدن نیز برای سازگار شدن با شرایط جدید به زمان نیاز دارند.
چرا بعد از جدایی دلتنگ میشویم؟
رابطه عاطفی بخشی از زندگی روزمره ما را شکل میدهد؛ از پیامها و تماسها گرفته تا برنامههای مشترک و تصور آینده.
وقتی این الگو ناگهان متوقف میشود، فرد باید با نبودن کسی که بخش مهمی از زندگی روزمرهاش بوده، سازگار شود.
پژوهشهای تصویربرداری مغزی نشان دادهاند که عشق رمانتیک با شبکههایی در مغز مرتبط است که در انگیزش، پاداش و دلبستگی نقش دارند.
بنابراین ممکن است عقل ما پایان رابطه را پذیرفته باشد، اما احساسات و عادتهای ما هنوز با شرایط جدید هماهنگ نشده باشند.
احساس همیشه با همان سرعتی که منطق تصمیم میگیرد، تغییر نمیکند.
آیا دلتنگی یعنی هنوز باید برگردیم؟
نه لزوماً.
دلتنگی میتواند برای چیزهای مختلفی باشد: حضور یک نفر، صدای او، خاطرات مشترک، احساس تعلق یا حتی تصویری که از آینده با او ساخته بودیم.
در یک پژوهش fMRI روی افرادی که بهتازگی از طرف شریک عاطفی خود طرد شده بودند اما همچنان احساس عشق شدیدی داشتند، فعالیتهایی در بخشهایی از مغز مشاهده شد که با پاداش، انگیزش و تنظیم هیجان ارتباط دارند.
بنابراین دلتنگی بهتنهایی نمیتواند معیار مناسبی برای تصمیمگیری درباره بازگشت به یک رابطه باشد.
بهتر است در کنار احساس، واقعیت رابطه را هم ببینیم:
رابطه واقعاً چگونه بود؟
چه عواملی باعث پایان آن شد؟
آیا مشکلات اصلی قابل حل بودند؟
آیا رفتار و شرایط رابطه تغییر کرده است؟
اگر امروز تصمیم بگیرم، بر اساس واقعیت تصمیم میگیرم یا فقط میخواهم درد دلتنگی تمام شود؟
چرا بعضی روزها دلتنگی شدیدتر میشود؟
دلتنگی همیشه یک روند خطی ندارد.
ممکن است چند روز حالتان بهتر باشد و ناگهان با دیدن یک عکس، شنیدن یک آهنگ، رفتن به یک مکان آشنا یا تجربه تنهایی، خاطرات و احساسات دوباره فعال شوند.
این اتفاق الزاماً به معنی شکست در روند بهبود نیست.
پژوهشهای مربوط به پریشانی پس از جدایی نشان دادهاند که عواملی مانند احساس طردشدگی، خیانت، افکار مزاحم و فاصله زمانی کمتر از جدایی میتوانند با شدت پریشانی پس از جدایی ارتباط داشته باشند. در عین حال، بسیاری از این مطالعات روی گروههای محدودی انجام شدهاند و نمیتوان نتایج آنها را به همه افراد تعمیم داد.
با دلتنگی چه کنیم؟
به جای اینکه فوراً با احساس خود بجنگیم، میتوانیم کمی مکث کنیم و از خودمان بپرسیم:
دقیقاً دلم برای چه چیزی تنگ شده است؟
آیا برای خودِ این فرد دلتنگم؟
یا برای احساسی که هنگام بودن با او داشتم؟
آیا تمام رابطه را به یاد میآورم یا فقط قسمتهای خوب آن را؟
این پرسشها کمک میکنند بین احساس دلتنگی و تصمیم برای آینده فاصلهای ایجاد کنیم.
در کنار آن، داشتن برنامه روزانه، ارتباط با افراد امن، فعالیت بدنی، خواب کافی و ساختن تجربههای تازه میتواند به فرد کمک کند تا زندگی خود را دوباره سازمان دهد.
اگر ناراحتی پس از جدایی شدید و طولانی شود و خواب، کار، روابط اجتماعی یا عملکرد روزانه را مختل کند، مراجعه به متخصص سلامت روان میتواند کمککننده باشد.
یک جمله که شاید لازم باشد بعد از جدایی به خودمان بگوییم:
«دلتنگت هستم؛ اما دلتنگی من به تنهایی تعیین نمیکند که چه چیزی برای زندگی من درست است.»
پذیرش پایان یک رابطه به معنی بیارزش دانستن گذشته نیست.
گاهی لازم است خاطره یک رابطه را محترم بشماریم، اما زندگی آیندهمان را بر اساس واقعیت امروز بسازیم.
منابع علمی
۱. فیشر، اچ. ای.، آرون، آ. و براون، ل. ل. (۲۰۰۵).
عشق رمانتیک: مطالعهای با استفاده از تصویربرداری مغزی درباره سازوکار عصبی انتخاب همسر.
The Journal of Comparative Neurology, 493(1), 58–62.
DOI: 10.1002/cne.20772
مشاهده منبع در PubMed
۲. فیشر، اچ. ای.، براون، ل. ل.، آرون، آ.، استرانگ، گ. و ماشک، د. (۲۰۱۰).
سیستمهای پاداش، اعتیاد و تنظیم هیجان مرتبط با طرد شدن در عشق.
Journal of Neurophysiology, 104(1), 51–60.
DOI: 10.1152/jn.00784.2009
مشاهده منبع در PubMed
۳. فیلد، تی. (۲۰۱۱).
جدایی عاطفی، دلشکستگی و سوگ: مروری بر پژوهشها.
Psychology, 2(4), 382–387.
DOI: 10.4236/psych.2011.24060
درباره نویسنده
فهیمه ارژنگی، مشاور خانواده و کوچ بازسازی زندگی پس از جدایی است. او در زمینه های مهارت ها ی رابطه و رشد و توسعه فردی فعالیت می کند و در “فهم رابطه” تلاش می کند مطالب کاربردی را با تکیه بر دانش روان شناسی و تجربه حرفه ای ارائه دهد